|
|
بگذاريد و
بگذريد
|
شادروان مرحومه بتول ملک زاده فرزند نادعلی در دی ماه 1330 در نجف آباد در خانواده ای متدين و مذهبی ديده به جهان گشود . دوران کودکی را در آغوش پر مهر و محبت خانواده بزرگ شده و پس از اتمام دوران ابتدايی در دبيرستان ايراندخت تحصيلات متوسطه را گذراند و بدليل اشتياق فراوان به آموزش و پرورش به دانشسرای مقدماتی نجف آباد جهت کسب علوم مورد نياز اين شغل رفته و در سال 1350 از اين دانشسرا فارغ التحصيل و در مهر ماه همان سال به استخدام رسمی آموزش و پرورش در آمده .2 سال اول کار خود را در روستای علويجه در دبستان شاهدخت و یک سال در روستای ورپشت و یک سال هم در تيران انجام وظيفه نمود و بعد از آن به شهرستان نجف آباد انتقال يافت . |
|
در شهرستان نجف آباد در دبستانهای دانش- شهيد رضوان مرادی- شهيد صادق و شهيد نجفيان مشغول به آموزش و تربيت فرزندان اين مرز و بوم بود. سپس در سال 66-1365 به سمت دفتردار دبيرستان شهدای مکه منصوب شده و تا پايان خدمت خود در آن دبيرستان مشغول انجام وظيفه بود. اين معلم مهربان و دلسوز پس از 20 سال خدمت صادقانه ی خویش در تاريخ 30/4/72 تقاضای بازنشستگی نمود که در تاريخ 1/7/72 حکم بازنشستگی ايشان صادر گرديد. ايشان در اسفند ماه 1385 پس از حدود 10 سال تحمل رنج و بيماری به علت سکته مغزی دعوت حق را لبيک و بسوی معبود شتافت. از خصوصيات اخلاقی ايشان بايد بگويم که مادری مهربان و فداکار بود قلبی مملو از مهر و عطوفت داشت و با همه ی افراد کوچک و بزرگ , غريب و آشنا بسيار مهربان و لطيف بود. از اين مادر مهربان 3فرزند به يادگار مانده که فرزند اول ايشان مريم حجتی که يار و غمخوار مادر و پرستار ايشان در اين مدت بيماری بود. 2پسر اسماعيل و ابراهيم که هر دو مشغول تحصيلات دانشگاهی می باشند (درد دل مادر و خواهر و فرزندانش) آمد و آتش به جانم کرد و رفت با محبت امتحانم کرد و رفت آمد و بنشست و آشوبـی بپا کرد در ميان دود مانم کرد و رفت آمد و روئی گشود و شـد نهـان نام خود ورد زبانم کرد و رفت آمد و آئينه گردانـــم بشــــد
طوطی بی همزبانم کرد و رفت |
||